یکصد و چهارده نکته درباره نماز (11)
یکصد و چهارده نکته درباره نماز - بخش یازدهم
101 نماز و تسبيح
در ركوع و سجود، با گفتن سه بار «سبحان اللَّه» يا يك بار «سبحان ربّى الاعلى و بحمده» در سجده يا «سبحان ربّى العظيم و بحمده» در ركوع خداوند را تسبيح مىكنيم.
بگذار لااقل از ذرّات خاك، شن، جمادات، گياهان و ستارگان عقب نباشيم. اگر به گفته قرآن همه چيز در حال تسبيح است چرا ما نباشيم؟! «يسبّح للّه ما فى السموات و ما فى الارض»
تسبيح گوى او نه بنى آدمند و بس
هر بلبلى كه زمزمه بر شاخسار كرد.
ذرات هستى، تسبيح خدا مىكنند گرچه به گفته قرآن ما تسبيح آنها را نمىفهميم.
در قرآن مىخوانيم كه هُدهُد نزد سليمان آمد و از خورشيد - پرستى مردم منطقهاى كه رهبرى آنها را زنى به عهده داشت ناله كرد! اگر هُدهُد توحيد و شرك را مىفهمد و بدى آن را درك مىكند و زن و مرد را تشخيص مىدهد و گزارش آن را به حضرت سليمان مىدهد، چه مانعى دارد سبحان اللَّه هم بگويد؟ مگر قرآن نمىگويد: مورچهاى به باقى مورچگان گفت: به لانههاى خود برويد كه اين سليمان و لشكر او هستند كه شما را ناآگاه پايمال مىكنند. چه مانعى دارد مورچهاى كه نام افراد را مىداند سبحان اللَّه هم بگويد.
102 يكى از نامهاى نماز قرآن است
در آيه 78 سوره اسراء كه به زمان نماز اشاره كرده، مىفرمايد: «اقم الصلوة لدلوك الشمس الى غسق اللّيل و قرآن الفجر انّ قرآن الفجر كان مشهودا» از اوّل ظهر تا نيمه شب چهار نماز ظهر وعصر ومغرب و عشا بايد خوانده شود و مراد از «قرآن الفجر» همان نماز فجر است كه به گفته روايات، فرشتگان شب و روز بر انجام آن شهادت مىدهند. در اين آيه به جاى «صلوة الفجر» عبارت «قرآن الفجر» آمده است.
103 نماز و پاكى
«يا ايّها الّذين آمنوا اذا قُمتم الى الصلوة فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المَرافق وامسحوا برؤسكم و ارجلكم الى الكعبين...
ما يريد اللّه ليجعل عليكم من حَرج ولكن يريد ليُطهّركم و
ليتمّ نعمته عليكم لعلّكم تشكرون»
قرآن براى وضو وغسل وتيممّ آثارى را بيان كرده است:
1- «ليطهّركم» تا شما را پاك كند.
2- «ليتمّ نعمته عليكم» تا خداوند نعمتش را بر شما تمام كند.
3- لعلّكم تشكرون تا شما شكرگزار شويد.
4- «واللَّه يحب المطهّرين» خداوند پاكان را دوست دارد.
اگر پاكى ظاهرى اين همه آثار دارد، پاكى دل از نفاق، ريا، شرك، شك، بخل، حرص وساير آفات چه آثارى خواهد داشت.
پاكى معنوى به قدرى ارزش دارد كه خداوند از كسانى كه دوست دارند پاك باشند ستايش كرده و مىفرمايد در مسجدى نماز بخوانيد كه در آن مردانى هستند كه دوست دارند پاك باشند. «فيه رجال يحبّون ان يتطهروا»
104 نماز همتاى رهبرى است
در قرآن دوبار كلمه «و من ذرّيتى» بكار رفته است كه هر دوبار از زبان مبارك حضرت ابراهيم است.
يك بار زمانى كه بعد از آزمايشات بسيار سنگين از طرف خداوند به مقام رهبرى رسيد، فوراً از خدا خواست كه ذريّه من هم رهبر شوند. ولى در جواب شنيد ظالم رهبر نمىشود (اگر از ذريه تو ظلمى سر زند رهبر نخواهد شد) بار ديگر در دعائى كه براى اقامه نماز داشت فرمود: «و من ذريّتى» يعنى خداوندا ذريّه و نسل مرا نيز از بر پا كنندهگان نماز قرار بده. بنابراين مقام نماز در نزد ابراهيم مثل مقام رهبرى و همتاى آن است.
105 نماز و لباس
در روايات اسلامى مىخوانيم كه امامان ما براى نماز لباس مخصوص داشتند، لباس شرفيابى به حضور خداوند، بخصوص نماز عيد و جمعه را با لباس مخصوص برگزار مىكردند. در نماز باران سفارش شده كه امام جماعت لباس خود را وارونه بپوشد تا نشانه تذلّل وخشوع بيشترى باشد.
اين دستورها نشان مىدهد كه نماز يك سرى آداب و تشريفات مخصوص به خود دارد. نماز يك پرواز معنوى است كه بدون آمادگىهاى همه جانبه امكان ندارد، تمام آداب وشرايط و احكام نماز را مىتوان نشانه اهميّت آن دانست وآن را به يك آداب رسمى همراه با تشريفات ويژه تشبيه كرد.
امام رضاعليه السلام لباسى را كه در آن يك ميليون ركعت نماز خوانده بودند به «دعبل» شاعر انقلابى كه بيست سال فرارى دستگاه بنىعباس بود ودر سن حدود 90 سالگى بعد از نماز صبح شهيد شد، جايزه دادند ومردم شهرستان قم براى خريدا آن لباس پولها دادند، ولى دعبل آن را نفروخت.
106 نماز و دعا
علاوه بر دعاهايى كه در قنوت مىخوانيم، هر نمازگزار با گفتن جمله «اهدنا الصراط المستقيم» از خداوند بهترين نعمتها را كه نعمت هدايت است مىخواهد. هم قبل از شروع به نماز يكسرى دعا وارد شده وهم در تعقيب نماز. به هر حال هر كس نماز بخواند، اهل دعا ونيايش هم مىشود.
البتّه دعا كردن هم آدابى دارد، اوّل بايد از خداوند متعال تمجيد كرد، بعد گوشهاى از نعمتهاى او بخصوص نعمت معرفت و اسلام و عقل و علم و ولايت و قرآن را نام برد و از او تشكّر كرد، بر پيامبرش صلوات فرستاد و بعد بدون آن كه كسى بفهمد، يادى از خطاهاى خود كرد و از او عذر خواست، بعد صلوات فرستاد و دعا كرد آن هم دعا به همه مردم و والدين و كسانى كه بر ما حقّ دارند.
نماز نيز آميختهاى از توصيف وحمد خدا وبيان نعمتهاى او و طلب هدايت و رحمت اوست و با «دعا» پيوندى عميق دارد.
107 نماز و جايگاه خاص آن در ميان عبادات
در آيه 162 سوره نساء، خداوند براى دانشمندان واقعى، سه ويژگىِ نماز، زكات و ايمان به خدا را مطرح مىكند، امّا هنگام نام بردن از اين عناوين، عنوانِ نمازگزار را در قالب مخصوص بيان مىكند و مىفرمايد:
«الراسخون فى العلم...»
«المقيمين الصلوة»
«المؤتون الزكاة»
«المؤمنون باللَّه»
اگر به اين چهار كلمه نگاه كنيد، مىبينيد بيان نماز تفاوت دارد، بايد بگويد: «والمقيمون» تا با «راسخون» و «مؤمنون» همسان باشد، ولى «مقيمين» گفته يعنى قصد مخصوص براى نماز دارم.
همچنين حضرت ابراهيم مىگويد:
«انّ صلاتى و نسكى» با اينكه كلمه «نُسُك» به معناى عبادت است و شامل نماز هم مىشود، ولى نام نماز را مخصوصاً جداگانه مىبرد تا اهميّتش را برساند.
در آيه 73 سوره انعام مىخوانيم:
«اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوة» ما به انبيا كارهاى خوب و بر پا داشتن نماز را وحى كرديم و با اينكه نماز نيز جزء كارهاى خوب است، امّا نام آن جداگانه در كنار خيرات برده شده و اين توجّه قرآن بخاطر اهميّت نماز است.
108 نماز خاشعانه اوّلين شرط ايمان
«قد افلح المومنون الذينهم فى صلاتهم خاشعون»
قطعاً مؤمنين رستگارند آنها كسانى هستند كه در نمازشان خشوع دارند.
ناگفته نماند كه در مكتب انبيا، رستگارى حتمى از معنويّت است، ولى در مكتب طاغوتها رستگارى حتمى از زور وقدرت است. فرعون فرياد مىزد كه «قد افلح اليوم من استعلى»
امروز هر كه پيروز شود او رستگار خواهد بود.
به هر حال هر كسى هر نوع كار خير و خدمت به مردم انجام دهد، ولى نسبت به نماز كوتاهى كند رستگار نخواهد بود.
109 نماز و نشاط
قرآن از منافقين چنين ياد مىكند كه آنها با كسالت نماز مىخوانند، نه عاشقانه:
«و اذا قاموا الى الصلوة قاموا كُسالى»
همچنين در آيه 54 سوره توبه از انفاق بدون عشق به شدّت انتقاد شده است:
«لايأتون الصلوة الاّ و هم كُسالى و لاينفقون الاّ و هم كارهون» دليل آن هم روشن است: هدف از عبادت و انفاق رشد معنوى است و شرط تحصيل آن علاقه است.
110 مراتب و درجات اهل نماز
بعضى نماز را با خشوع مىخوانند: «والذينهم فى صلوتهم خاشعون» خشوع، ادب جسمى و روحى است.
رسول اكرمصلى الله عليه وآله ديد كه شخصى در حال نماز با ريش خود بازى مىكند، فرمودند: اگر او روح خشوع داشت، هرگز اين كار را نمىكرد.
بعضى نسبت به نماز مراقبند: «و هم على صلوتهم يحافظون»
بعضى كار را به خاطر نماز رها مىكنند: «رجال لا تلهيهم تجارة ولا بيع عن ذكر اللَّه» نه تجارت دائمى و نه بيع موقّت، مانع آنها از ذكر خدا نيست.
بعضى با نشاط به سوى نماز حركت مىكنند: «فاسعوا الى ذكراللَّه»
بعضى بهترين لباس را براى نماز مىپوشند: «خذوا زينتكم عند كل مسجد»
بعضى عشق ثابتى نسبت به نماز دارند: «الذينهم على صلوتهم دائمون»
امام باقر عليه السلام فرمود: مراد دوام بر نمازهاى مستحبّى است. چنانكه مراد از «على
صلاتهم يحافظون» حفاظت بر نمازهاى واجب است كه با شرائط انجام گيرد.
بعضى براى نماز سحرخيزى دارند: «فتهجّد به نافلة لك»
در اين آيه، خطاب به پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله است كه: پاسى از شب را از خواب برخيز وقرآن بخوان. مفسّران اسلامى اين تعبير را اشاره به نماز شب دانستهاند.
بعضى شب را با نماز، صبح مىكنند: «يبيتون لربهم سجداً و قياما»
و بعضى سجدهاى همراه با اشك دارند: «سجداً و بكيّاً»
(خدايا! شرمندهام كه اين مراحل را مىنويسم، ولى خودم يكى از اين مراحل را طى نكردهام).
اى خواننده عزيز! تو به من كارى نداشته باش.
پیامبر (ص) : مثل الصلاة مثل عمود الفسطاط، اذا ثبت العمودثبتت الاطناب و الاوتاد و الغشاء، و اذا انکسر العمود لم ینفع وتد و لا طنب و لاغشاء